قاچاق سوزنها و تیغهای زیبایی، فراتر از آمارهای رسمی، سالانه حدود ۳۶ هزار میلیارد تومان سود نصیب دلالان میکند؛ این را رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی متخصصین تجهیزات پزشکی میگوید.
به گزارش درمانا، «۵۰ درصد از تجهیزات پزشکی ایران دست دوم و قاچاق است؟!» در سالهای اخیر با افزایش تقاضای عملهای زیبایی تعداد کلینیکها و تجهیزات جراحیهای زیبایی در بازار ایران زیاد شد؛ در حالی که احمد مسلمی رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی متخصصین تجهیزات پزشکی کشور میگوید: «وزارت بهداشت هیچ مجوزی برای واردات این دستگاهها صادر نکرده است.در حال حاضر بسیاری از نخها، سوزنها و مواد تزریقی کارهایی مانند بوتاکس، مزوتراپی، لیفت و... به اسم برندهای خارجی در بازار وجود دارد درحالی که هیچ ارزی برای آنها اختصاص داده نشده است. حتی دستگاههای مصرفی برای انجام جراحیها به صورت قاچاق و بدون نظارت وزارت بهداشت در کلینیکها تهیه و مورد استفاده قرار میگیرند...»
در ادامه مشروح این گفتو گوی مفصل را میخوانید:
تجهیزات حوزه زیبایی چگونه وارد میشود و چقدر به رواج عملهای زیبایی کمک کردهاند؟ مسئله اصلی ترویج جراحیهای زیبایی، مسئله فرهنگ است. حتی الان بین آقایان هم بهشدت شایع شده است. حتی کرهجنوبی هم همین وضعیت را دارد؛ کرهای که مشکل اقتصادی ندارد. یا عربستان؛ اگر از ایران بیشتر نباشد، کمتر نیست. البته شاید بیشتر در حوزه آرایش باشد تا زیبایی، اما موضوع یکی است.ما نمیتوانیم جلوی آن را بگیریم و بگوییم چرا زیاد شده است. بالاخره یک نیاز در جامعه، با تبلیغات و عوامل دیگر ایجاد شده و خانمها و آقایان به سمتش آمدهاند. بخش زیادی از بودجه، ارز و وقت کشور صرف همین نیازی شده که به وجود آمده و قطعاً به خاطر سود آن است.اما اگر تقاضا نباشد، کسی وارد نمیشود. اگر تخصصیتر به موضوع نگاه کنیم، حوزه تجهیزات پزشکی زیبایی شامل ۲ بخش است. یک بخش دستگاهها و یک بخش مواد مصرفی. اولاً بازار زیبایی در هر دو بخش بهشدت متأثر از قاچاق است.من اگر بگویم «عمده» شاید اغراق باشد، اما فکر میکنم اگر قبلاً درباره کلینیکهای خصوصی عدد ۳۰ تا ۳۵ درصد را گفتهام، الآن برآورد میشود بیشتر از ۴۰ تا ۵۰ درصد بازار زیبایی قاچاق است.
تجهیزات پزشکی مصرفی، دستگاههای دستدوم و قاچاق عملاً یک بازار غیرقانونی یا غیررسمی را شکل دادهاند. این بازار چگونه کار میکند؟ وقتی میگوییم بازار، اول باید مشخص کنیم منظورمان چیست. گاهی یک دستگاه از گمرک وارد میشود؛ مثلاً یک دستگاه لیزر صنعتی اما در گمرک کد آن را بهعنوان یک کالای دیگری مثلا جاروبرقی یا یک دستگاه صنعتی ثبت میکنند. کارشناسان یا متوجه نمیشوند یا اصلاً امکان بررسی دقیق وجود ندارد.بعد میگویند کالای من «برگ سبز» دارد. اما برگ سبز، ملاک قاچاق بودن یا نبودن نیست. ملاک این است که آیا کلیه قوانین ورود رعایت شده است یا خیر. مثلاً کالای لیزر باید تأیید وزارت بهداشت را داشته باشد و حتی یک جاهایی، سازمان انرژی اتمی هم باید آن را تأیید کند؛ چون بخش غیریونساز لیزر تحت نظارت آنهاست. اگر این تأییدیهها وجود نداشته باشد، حتی با وجود برگ سبز، کالا قاچاق محسوب میشود.پس یک بخش ماجرا مربوط به دستگاههاست. بخش دوم مربوط به اقلام مصرفی است؛ مثلاً فیلرها، سوزنها و اقلام مزوتراپی. همین ۲ مورد بهتنهایی عددهای بسیار بزرگی دارند. یک آماری شنیدهام که رسمی هم نیست، فقط بازار فیلرها و سوزنهای تراپی حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار گردش مالی دارند که بخش قابل توجهی از آن قاچاق است. این عدد خیلی بزرگ است.حالا اگر این را ضربدر ۱۲۰ هزار تومان کنیم چیزی حدود ۳۶ هزار میلیارد تومان میشود. این حجم بزرگی از پول است که عملاً در یک بازار غیررسمی و قاچاق در حال گردش است.
چرا این سوزنها قاچاق میشود؟این اقلام ارز ندارند، وارداتشان ممنوع است و مجوز رسمی نمیگیرند.سؤال این است که اگر واردات فیلر ممنوع است، فیلرهای خارجی که در بازار هستند از کجا میآیند؟ اینجا پای دلال و قاچاقچی وسط میآید. قاچاقچیها میآیند و روی محصولات مینویسند آلمانی، سوئیسی، کرهای و… در حالی که ما میدانیم واردات اینها ممنوع است. پس اینها از کجا وارد شدهاند؟ این خودش یک بحث جدی است.بحث دوم این است که این ممنوعیتها، چه در دستگاهها و چه در مواد مصرفی، باعث میشود ما واقعاً به سمت تولید داخل برویم. چه اشکالی دارد که در کشور خودمان فیلر تولید کنیم؟ میشود تولید کرد، اما نه اینکه همان محصول خارجی را بیاوریم، اینجا فقط بستهبندی کنیم و به اسم تولید داخل عرضه کنیم.
در بحث تولید، شما تأکید زیادی دارید. منظورتان از تولید درست چیست و چه انتقادی به وضعیت فعلی تولید در حوزه زیبایی دارید؟من نمیخواهم بگویم تولید مقدس است، اما تولید مهم و ارزشمند است. فقط نباید اسم تولید را خراب کنیم. ببینید، در حوزه زیبایی، بهخصوص در بحث نظارت، وضعیت بهشدت ضعیف است. چرا؟ چون از یک طرف سازمان انرژی اتمی باید نظارت کند و از طرف دیگر که مهمتر هم هست، وزارت بهداشت باید نظارت کند؛ اما نیرو و عزم کافی وجود ندارد.نتیجه این میشود که کالاها قاچاق و کسب و کار زیرزمینی میشود؛ کارهای زیبایی در خانه و آرایشگاه انجام میشود. بازار آنقدر گسترده شده که تقریباً همه واردش شدهاند.پزشکان عمومی، پرستاران، از متخصصان پوست و مو تا افراد غیرمتخصص مانند آرایشگران و... دست به انجام کارهای زیبایی برای متقاضیان میزنند. از طرف دیگر چون تقاضا وجود دارد، نیاز به دستگاه و مواد در بازار وجود دارد. چیزی که من متوجه شدم این است که بخش زیادی از اینها به اسم «تولید» وارد بازار میشود. یعنی متصدیان آنها میگویند ما تولیدکننده تجهیزات زیبایی هستیم. اما واقعیت این است که وزارت بهداشت مجوز واردات نمیدهد و میگوید تولیدکننده داخلی داریم. آنها هم به شکلی، با یک عنوان یا یک اسم، وارد حوزه تولید میشوند.در حالی که این تولید، تولید واقعی نیست. ممکن است فقط قاب دستگاه را اینجا بسازند، یا قطعات را وارد کنند و اینجا مونتاژ کنند، یا حتی فقط یک برچسب بزنند و اسمش را بگذارند تولید داخل. اینها تولید واقعی نیست. نتیجهاش هم این میشود که بازار به سمت کالاهای کمکیفیتتر و ارزانتر میرود و این اصلاً اتفاق خوبی نیست.
به نظر شما وضعیت فعلی حوزه زیبایی، بهویژه در صدور مجوزها و نظارت، چه ایراداتی دارد و چه پیشنهادی برای اصلاح آن دارید؟به نظر من، ما در حوزه زیبایی بهشدت مشکل داریم و وزارت بهداشت هم در صدور مجوزها حتماً باید دقت و بازنگری جدیتری انجام بدهد. هم در صدور مجوز و هم در نظارت بر عملکرد.یک پیشنهادی که ما داشتیم این بود که در گزارشها و ساختار کلینیکهای زیبایی، یک «مسئول فنی» تعریف شود؛ بهخصوص برای لیزر. در برخی رفرنسها به این جایگاه میگویند «laser safety officer»، یعنی فردی که مسئول ایمنی لیزر است.ببینید، لیزر موضوعی است که در خیلی از جاها بابت آن شکایت میشود. خانمی برای یک عمل زیبایی مراجعه میکند، چه با لیزر چه با وسایل دیگر، و دچار مشکل میشود، فقط به این دلیل که هیچ کنترلی روی دستگاه وجود ندارد. اگر یک مسئول مشخص باشد که شرح وظایف، سیلابس آموزشی و مسئولیت قانونی داشته باشد، این مشکلات کمتر میشود.ما حتی نشستهایی با سازمان انرژی اتمی و وزارت بهداشت داشتیم و درباره این موضوع صحبت کردیم که یک نظارت ساختاریافته ایجاد شود؛ شبیه کاری که کارشناسان بهداشت روی رستورانها نظارت میکنند. همین نظارت میتواند در کلینیکهای زیبایی هم انجام شود و بهعنوان یک خدمت اضافه تعریف شود.
اما در جلساتی که چند سال پیش برگزار شد، وزارت بهداشت از این موضوع استقبال نکرد. استدلالشان این بود که بازار لیزر آنقدر آشفته است که ما فعلاً ورود نمیکنیم. در مقابل، سازمان انرژی اتمی جلو آمد، سازمان استاندارد هم ورود کرد، اما چون اصل کار بر عهده وزارت بهداشت است، این موضوع عملاً معلق ماند.به نظر من، با توجه به اینکه لیزرهای زیبایی به یک معضل در کشور تبدیل شدهاند، هم از نظر قاچاق، هم از نظر کیفیت و هم از نظر به خطر افتادن سلامت مردم، باید حتماً برای کلینیکهای زیبایی یک مسئول فنی تخصصی تعریف شود؛ فردی که موظف باشد بهصورت دائم از نظر استاندارد و کیفیت نظارت کند و گزارش بدهد.
تجهیزات زیبایی قاچاق از کجا و چطور وارد کشور میشوند؟من واقعاً خیلی وارد جزئیات این موضوع نشدهام و مسیرها را بهصورت دقیق ردیابی نکردهام، اما فکر میکنم هر روشی که برای قاچاق کالاهای دیگر وجود دارد، در این بازار هم استفاده میشود.الان شما اگر در گوگل جستوجو کنید «لیزر زیبایی»، میبینید تعداد زیادی شرکت فعال هستند؛ من میگویم دهها شرکت. خودشان هم صراحتاً میگویند دستگاه دستدوم یعنی قاچاق داریم و انواع مختلف تجهیزات را عرضه میکنند.من چون شخصاً مسیر ورود این دستگاهها را بررسی نکردهام، نمیتوانم با قطعیت بگویم از چه راههایی میآیند. اما بهطور کلی، کالای پزشکی مسیرهای شناختهشدهای برای قاچاق دارد. یک بخش از آن از مسیرهای آبی وارد میشود، یک بخش دیگر از طریق کولبرها؛ مثلاً در بانه.یکی از همکارانم که به بانه رفته بود میگفت که در کنار یخچال و لوازم خانگی، دستگاه لیزر زیبایی هم وجود دارد. در حالی که هیچکدام از اینها مجاز نیستند.من فکر میکنم بخش زیادی از این تجهیزات از مسیرهای غربی کشور وارد میشود؛ چه از طریق مرزها و چه از مسیرهایی که شاید به اسمهای دیگری ثبت میشوند. جزئیاتش را دقیق نمیدانم، اما میدانم که حجم ورود این تجهیزات از مسیرهای غیررسمی، بسیار بالاست.
اصنافی که نام برده میشوند و تجهیزات زیبایی در اختیار دارند، آیا خودشان مستقیماً اقدام به فروش دستگاههای لیزر و تجهیزات میکنند یا فقط از شرکتهای پخشکننده میگیرند؟ ممکن است بعضی از این اصناف خودشان بخواهند دستگاههای لیزر و تجهیزات زیبایی را بفروشند، یا اینکه فقط از شرکتهایی که در حال پخش هستند، تهیه کنند. من فکر نمیکنم در مورد فروش، اصناف کاملاً بدون ملاحظه عمل کنند؛ چون بالاخره تابع یک پروانه صنفی هستند و تحت نظارت قرار دارند و شاید در ظاهر احتیاط کنند.اما در عین حال، واقعیت این است که بعید میدانم بتوان گفت کالای قاچاق اصلاً در اصناف پیدا نمیشود. یعنی اینطور نیست که چون یک واحد صنفی مجوز دارد، حتماً کالای قاچاق در آن وجود نداشته باشد. تجربه بازار نشان میدهد که کالای قاچاق، به اشکال مختلف، حتی در همین فضاهای رسمی هم میتواند حضور داشته باشد.
با توجه به پروندههای متعدد تخلفی که مطرح میشود، رسیدگی به این پروندهها چگونه است؟ الان پروندههای تخلفی زیادی وجود دارد. اینکه دقیقاً این پروندهها چطور رسیدگی میشوند، واقعاً جای سؤال است. اول خودِ بازرسیهای داخلی ورود میکنند، بعد هم تعزیرات حکومتی. اما واقعیت این است که شرکتهایی که دستگاه لیزر میفروشند، کاملاً مشخص هستند. به قول شما، الان کافی است یک سرچ ساده بزنید، همهشان بالا میآیند.به نظر من، وزارت بهداشت ورودیها را خیلی کنترل میکند؛ یعنی در بحث مجوز، ورود، ثبت و این مسائل سختگیری وجود دارد و واقعاً ورودی را کنترل میکنند.اما مشکل اصلی در خروجیهاست. یعنی بعد از ورود کالا به بازار، نظارت کافی روی کیفیت کالا، نحوه توزیع و استفاده از آن وجود ندارد. اینجاست که تخلف اتفاق میافتد و پروندهها شکل میگیرد، اما رسیدگی مؤثر و بازدارندهای که بتواند جلوی تکرار این تخلفات را بگیرد، کمتر دیده میشود.
در زمینه تولید ملی، بهویژه در حوزه تجهیزات پزشکی، شما چه چالشهایی را مشاهده میکنید و چرا مردم همچنان به کالاهای خارجی تمایل دارند؟واقعیت این است که کشور ما هیچ راهی برای پیشرفت ندارد جز تولید داخلی؛ این در همه حوزهها صادق است. دنیا هم نشان داده که به ما به شدت سخت میگیرد؛ تحریمها و فشارها، محدودیتها و موانع مختلف، شرایط را سخت کرده است. در یکی دو سال اخیر، عملاً اعلام شده که قوانین بینالمللی و دموکراسی فعلاً جای خود را به زور داده است؛ یعنی هرکسی زورش بیشتر باشد، میتواند تصمیم بگیرد.در این شرایط، برای اینکه کشور قوی شود، هم کمیت باید افزایش پیدا کند و هم کیفیت. در بخش کمیت، ما واقعاً رشد خوبی داشتهایم. مسئولین چه چپ و چه راست، همه دنبال عدد و رقم بودهاند و افزایش تولید را بهعنوان یک شاخص موفقیت دیدهاند.اما مشکل اصلی کیفیت است. کیفیت بهاندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته و برنامهریزی دقیق برای آن وجود ندارد. همین باعث شده که مردم به کالاهای خارجی توجه بیشتری داشته باشند؛ حتی در مواردی که ناچار باشند، سراغ تولید داخلی میروند، اما اگر توان مالی داشته باشند، کالاهای خارجی را ترجیح میدهند.بهطور مشخص، در حوزه تجهیزات پزشکی، ما از نظر کمیت رشد خوبی داشتهایم، اما از نظر کیفیت هنوز عقب هستیم. توجه به کیفیت نیاز به برنامهریزی دقیق و نظارت مستمر دارد تا تولید داخلی بتواند با نمونههای خارجی رقابت کند.
در بخش تولید، بهویژه از نظر کیفیت و نسبت آن با واردات، چه چالشهایی وجود دارد؟ در بخش تولید، کیفیتهای ما حتماً نیاز به نظارت جدی دارد. واردات هم همینطور است؛ واردات باید از نظر کیفیت بهدرستی کنترل شود. اما وقتی واردات ممنوع میشود، یک اتفاق دیگر میافتد؛ بعضی از تولیدکنندهها یا مدعیان تولید، برای واردات یک پوشش درست میکنند به اسم تولید؛ یکی میگوید مونتاژ است، یکی میگوید فقط برچسبگذاری است و با همین عناوین مجوز میگیرند.یک بخش از اینها اصلاً تولیدکننده واقعی نیستند. با این حال، میبینیم که مثلاً یک مدیرکل میآید و میگوید این کالا تولید نیست، مدیرکل بعدی که عوض میشود میگوید تولید است. این تناقضها واقعاً عجیب است. چطور میشود یک کالا با عوض شدن مدیر، یکبار تولید محسوب شود و بار دیگر مونتاژ؟ما از این چالشها در کشور زیاد داریم. چون اگر یک کالا به اسم تولید ثبت شود، جلوی وارداتش گرفته میشود، میتواند ارز بگیرد و عملاً انحصار ایجاد میشود؛ یعنی میگویند دیگر کسی حق ندارد وارد کند و فقط من میفروشم.از آن طرف، واردکننده میگوید این کالا تولید نیست و دارد به اسم مونتاژ وارد میشود. بعد این وسط، بحث حمایت از تولید هم مطرح میشود. من اصلاً نمیگویم مونتاژ کار بدی است؛ مونتاژ هم بهاندازه خودش باید حمایت شود.مسئله این است که ما تعریف شفاف و ثابتی نداریم. اگر بگوییم تولید چیست و مونتاژ چیست، تکلیف همه مشخص میشود. مثلاً اگر به شما بگویم یک خودرو یا یک ماشین خاص ـ بدون اینکه اسم برندش را بیاورم ـ آیا صرف مونتاژ قطعات وارداتی، تولید محسوب میشود یا خیر؟ اینها سؤالهایی است که تا پاسخ روشن نداشته باشد، همین اختلافها و سوءاستفادهها ادامه پیدا میکند.
محدودیتهای واردات چه تأثیری روی کیفیت و حق انتخاب مردم دارد؟برای مثال اگر بخواهیم یک دستگاه وارداتی به شما بدهیم، فرض کنید ۲ میلیارد تومان، یا یک ماشین وارد کنیم و اینجا مونتاژ شود، بعد شما بخواهید همان وارداتی ژاپنی را بخرید، یا تولیدی که چینی مونتاژ شده، انتخاب کنید، اینجا مشکل کجاست؟ مثلاً میگویند ۷۰ درصد تولید؛ اما این ۷۰ درصد از لحاظ تعدادی است یا کیفیت؟ واقعیت این است که در خیلی موارد قاطی است و شفاف نیست.به نظر من، به عنوان رسانه، باید روشن شود که مونتاژ راه ورود به تولید است. در خیلی از کشورهای دنیا، مثل ترکیه، کارخانههای معتبر خط مونتاژ میاندازند و کمکم قطعات را خودشان تولید میکنند. بعد از چند سال، محصول تولید داخل واقعی حاصل میشود. این مشکلی ندارد.مشکل وقتی است که طرف اصلاً تولید نمیکند؛ تمام قطعات را از چین یا کشورهای دیگر میآورد، اینجا اسمش تولیدکننده است و بعد جلوی واردات گرفته میشود. قیمتها هم از واردات گرانتر است. مردم هم در این میان آسیب میبینند.در حوزه پزشکی، مردم باید حق انتخاب داشته باشند. من مخالف این نیستم که واردات محدود شود، اما نباید ممنوع شود. اگر پول یا امکانات دارید، یا مرکز تحقیقاتی دارید، یا بیمار نیاز به بهترین تکنولوژی دارد، باید بهترین دستگاه وارد شود. محدود کردن ۹۰ درصد و اجازه ۱۰ درصد، منطقی نیست.
به عنوان مثال، اگر بخواهیم تولیدی واقعی انجام دهیم، باید بهترین محصول وارد شود تا با آن مقایسه کنیم و ارتقا پیدا کنیم. همه مردم حق استفاده از کالای باکیفیت را دارند و بیماران هم باید رشد کنند. سهم بازار برای تولید داخل ۸۰ تا ۹۰ درصد باشد، و بقیه اجازه ورود تکنولوژی روز و کیفیت بالا داده شود.متأسفانه در حوزه تجهیزات پزشکی، تولید واقعی کم است؛ حتی تولیدات مستقل داریم که طراحی شدهاند، اما واقعی نیستند. مسئله باید دقیق بررسی شود. گاهی یک مدیر کل میگوید محصول مونتاژ است، مدیر کل بعدی همان محصول را تولیدی اعلام میکند، فقط به دلیل حمایت از تولید؛ این نوع تغییرات شفافیت را از بین میبرد.در نهایت، حمایت از تولید مهم است، اما نباید به قیمت محدود کردن حق انتخاب و کیفیت مردم باشد. همه این مسائل باید به دقت کنترل شود تا تولید واقعی، باکیفیت و قابل اعتماد باشد.